![]() |
×××محض یار مهربان××× |
![]() |
| پنج شنبه های انتظار،.... جمعه های بی پناهی |
|
پنجره سبز انتظار...
|
|
بر کنار پنجره سبز انتظار نشسته ام. آسمان دلم ابری است و شوره زار وجودم تشنه لب؛ گویا مدت هاست که ترنم زیبای باران را در خود حس نکرده است. می خواهم ببارم و سوار بر مرکب زیبای اشک، تنها عصاره خالص خلقت، اوج گیرم تا با او بگویم: معبود من! چقدر زیباست در کویر سوزان زندگی تنها و بی کس در مقابل تو شکستن و سر بر سجده نیاز نهادن؛ با یک اقیانوس فقر و یک سبد خلوص. چقدر زیباست نوای« الهی و ربی من لی غیرک» و در سکوت شب، ذکر «انا عبدک الذلیل» را فریاد زدن؛ فریادی در اوج خاموشی. من مسافرم و امروز دلتنگ تر از همیشه راهی دیار تو گشته ام. می خواهم در آشیانه گرم دستانت غم سال ها تنهایی را زاز زار بگریم. دلتنگم از ناتوانی خویش، از سکوت سرد و سنگین شب، از جهل روزگار، از این همه انتظار...
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه 8 اردیبهشت1384ساعت توسط قلب منتظر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 شهریور 1386 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 شهریور 1385 خرداد 1385 دی 1384 آذر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 |
| پیوندها |
|
مثل هیچ کس من دیوونتم به خدا عسل بانو درد دلهای منتظر |
|
RSS
|