![]() |
×××محض یار مهربان××× |
![]() |
| پنج شنبه های انتظار،.... جمعه های بی پناهی |
|
نجوا...
|
|
تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روان
سال به سال،ماه به ماه، جمعه به جمعه،شب به شب،صبح به صبح و دقیقه به دقیقهروز آمدن تو را می شماریم وبه دلمان وعده دیدار تو را می دهیم . اما تا کی بایدمنتظر بمانیم ؟ تا کی باید غبار طعنه ها و نیشخندهای منکرانت بردلهایمان سنگینیکند و آزارمان دهد؟ تا کی باید امید آمدنت را بهانه سازیم و ادامه حیات دهیم؟تا کی باید نامه های پراز اشکمان را بسویت پست کنیم ،در حالی که نشانی گیرنده را
نمی دانیم و نامه هایمان به مقصد نمی رسد ؟ و برگشت می خورد
تا کی باید کودکان در رنج و غل و زنجیررا ببینیم و فریاد رسی برایشان نیابیم ؟تا کی باید فقیران را ببینیم که شب سرگرسنه بر زمین می گذارندبه امید آن شب که علی )ع( ثانی
|
|
2 نوشته شده در
جمعه 14 مرداد1384ساعت توسط قلب منتظر |
|
|
او می آید...
|
|
یقین دارم که می آیی و از بین خواهی برد تمام فاصله ها را، تو می آیی و شب را می شکنی، بیــا تا بین لب و لبـخند فاصله نبـاشد. بیــا که همه عاشـقان منتـظر تو هسـتند.
|
|
2 نوشته شده در
جمعه 7 مرداد1384ساعت توسط قلب منتظر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 شهریور 1386 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 شهریور 1385 خرداد 1385 دی 1384 آذر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 |
| پیوندها |
|
مثل هیچ کس من دیوونتم به خدا عسل بانو درد دلهای منتظر |
|
RSS
|