تبليغاتX
×××محض یار مهربان×××
×××محض یار مهربان×××
پنج شنبه های انتظار،.... جمعه های بی پناهی
فرمانده در غیبت...

 

بیا ای سبز پوش سرفراز مانده در غیبت

 

نگاهت باز گوی غصه های خوانده در غیبت

 

دعای ندبه آدینه ام تقدیم درگاهت

 

تو ای مجموعه زیبایی ای پیمانده در غیبت

 

اگر چه قسمت ما نیست دیدار جمال تو

 

گناه ما رخ زیبای تو پوشانده در غیبت

 

ببین این لشگر آماده جان بر کف عاشق

 

و لیکن مانده ای گویا تو ای فرمانده در غیبت

 

غزل های ما خیل ملائک خوانده از شوقت

 

ببین ای آشنا ای سبز پوش ای مانده در غیبت

 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه 30 اردیبهشت1384ساعت   توسط قلب منتظر | 
گلی از بوستان امام حسن عسکری(ع)

 

بخشش حدی دارد که اگر از آن حد گذشت، اسراف است.

 

دوراندیشی حدی دارد که اگر از آن حد گذشت، ترس است.

 

اقتصاد و میانه روی را حدی است که اگر از آن بگذرد،بخل است.

 

شجاعت را اندازه ای است که اگر از آن گذشت، نابودی است.

 

امام حسن عسکری

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 27 اردیبهشت1384ساعت   توسط قلب منتظر | 
ماه جمال عسکری

  

ستاره عشق تافت به چرخ نیلوفری

مهر جمالش ربود دل ز مه و مشتری

 

کوکب اقبال او خیمه بر افلاک زد

ز خیل انجم گرفت کوکبه مهتری

 

شاد به رویش سپهر،محو رخش ماه و مهر

زهره نهان کرد چهر، خجل شد از دلبری

 

باد بهاری وزید بر خم گیسوی دوست

تا کند از زلف یار سنبل گل پروری

 

طره مشکین اوست آیت شق القمر

طلعت زیبای اوست حجت پیغمبری

 

قامت رعنای وی سدره و طوبای ماست

نرگس مخمور او جام می کوثری

 

والی ملک وجود، قبله اهل سجود

منبع احسان وجود،خسرو دین«عسکری»

 

شاه ملائک خدم، دانش و ایمان حشم

بر همه عالم علم زد به سخن گستری

 

دفتر تفسیر او کاشف اسرار عشق

درس و اشارات آن مخزن هر گوهری

 

خسرو اقلیم جان، حجت حق بر جهان

در تن عالم روان، بر سر ما افسری

 

تا نگشاید حجاب آن مه مکی نقاب

بر رخ ما عاشقان کس نگشاید دری

 

چشم «الهی» است باز،منتظر ای دلنواز

تا تو بدان چشم ناز به رخ ما بنگری

 

 

                                                                        «مهدی الهی قمشه ای»

 

 

 

« امروز افلاکیان بر عرش کبریایی پایکوب اند و خاکیان بر دل نقش شادی می زنند

 که میلاد یازدهمین شکوفه شجره نبوت است»

 

میلادش بر همگان مبارک باد

 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 27 اردیبهشت1384ساعت   توسط قلب منتظر | 
تا نیایی...

 

 

از هجرت رخت مهدی(عج) گریان و پریشانم

 

چون قیس بنی عامر دلداده و گریانم

 

مستانه به دنبالت هر روز و شبم مولا

 

و ز غربت و حیرانی در تابو تبم مولا

 

دیوانه ی رویت شد آواره ی هر حرمان

 

پروانه ی کویت شد بی خانه و بی سامان

 

من موجم و نا چیزم تو بحر صفا هستی

 

من خاکم و بی حاصل، تو ابر سخا هستی

 

ای ناله ی جانسوزم در هر شب یلدایی

 

مُردم ز غم رویت در غربت و تنهایی

 

 

مهدی جانم

 

2 نوشته شده در  جمعه 16 اردیبهشت1384ساعت   توسط قلب منتظر | 
خلوتی با مولا...

 

 

مهدی جان!

بیا و ببین که دست ها

آماده ی رویش اند. بیا در این غروب

بی کسی و تنهایی ترانه ی سبز روئیدن

را در گوش باغ زمزمه کن. بگذار

ساحل در دریای آغوشت جان

بسپارد و مرغان دریایی بر فانوس

شانه هایت به امید فرداهایی روشن پرواز کنند.

 

 

 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه 9 اردیبهشت1384ساعت   توسط قلب منتظر | 
پنجره سبز انتظار...
 

بر کنار پنجره سبز انتظار نشسته ام.

آسمان دلم ابری است و شوره زار

وجودم تشنه لب؛

گویا مدت هاست که ترنم زیبای باران را

در خود حس نکرده است.

می خواهم ببارم و سوار بر مرکب زیبای اشک،

تنها عصاره خالص خلقت، اوج گیرم

تا با او بگویم:

معبود من!

چقدر زیباست در کویر سوزان زندگی تنها

و بی کس

در مقابل تو شکستن و

سر بر سجده نیاز نهادن؛

با یک اقیانوس فقر و یک سبد خلوص.

چقدر زیباست نوای« الهی و ربی من لی غیرک»

و در سکوت شب،

ذکر «انا عبدک الذلیل» را فریاد زدن؛

فریادی در اوج خاموشی.

من مسافرم و امروز دلتنگ تر از همیشه

راهی دیار تو گشته ام.

می خواهم در آشیانه گرم دستانت

غم سال ها تنهایی را

زاز زار بگریم.

دلتنگم

از ناتوانی خویش،

از سکوت سرد و سنگین شب،

از جهل روزگار،

از این همه انتظار...

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 8 اردیبهشت1384ساعت   توسط قلب منتظر | 
هفته وحدت مبارک

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1 اردیبهشت1384ساعت   توسط قلب منتظر | 
 

مثل هیچ کس